X
تبلیغات
مطالب اختصاصی جنگلداری - توسعه ی پایدار
گر بمیرم من،جهانی مرده است / گرچه گویی بی زبانی مرده است

 

مقدمه:

نگراني هاي بشر در زمينه محيط زيست در ابعاد ملي، منطقه اي و جهاني هنگامي مشهود گرديد كه با توسعه صنعتي و استفاده از منابع معدود تجديد پذير و غير قابل تجديد كره مسكون رو به فزوني نهاد. توسعه از يك سو با صنعت، تكنولوژي و از سوئي ديگر با تخريب آلودگي هاي محيط زيست ارتباطي ارگانيك دارد. امروزه ديگر حتي از ديدگاه دوستداران و متخصصين محيط زيست نمي توان متوقع بود كه همراه باتوسعه صنعتي كه از ملزومات پيشرفت و رونق اقتصادي بشر است محيط زيست دست نخورده و بكر باقي بماند زيرا كه رشد شديد جمعيت نيازها و ملزوماتي را خواستار است كه از طريق اينگونه فعاليتها پاسخگو مي باشد. مديريت محيط زيست نيز به دنبال چنين امر محالي نيست. ليكن تقليل آلودگي ها و كاهش اثرات تخريبي آن در حدي معقول و در روند توسعه پايدار  (sustainable Development ) همراه با استفاده از تكنولوژي هاي متعادل و منطبق با وضعيت فيزيكي جامعه، همراه براي حفظ و تضمين سلامت، رشد و بقاي حال و آينده موجودات زنده و بستر حياتشان مد نظر بوده است. اين امر مهم از طرق مختلف مديريت صحيح، آموزش و تحقيقات محيط زيست اعمال ارزيابي زيست محيطي (E.I.A ) قبل و بعد از اجراي هرگونه پروژه عمراني (بويژه صنعتي و معدني) تصويب لوايح و قوانين لازم جهت پيشگيري و بالاخره كاربرد وسايل مورد لزوم و نظارت و پايش بموقع و صحيح، ممكن مي گردد.

در حال حاضر وارد چهارمین سال از این دهه شده ایم .برنامه ای جهانی که یونسکو متولی اقدام در این زمینه است.در واقع در دهه آموزش برای توسعه پایدار به دنبال ایجاد دوران انتقالی به سوی آگاهی فراگیر نسبت به توسعه پایدار می باشد و هدف از بر پایی آن ادغام چشم انداز توسعه پایدار در کل برنامه های اموزشی (همه سطوح و همه بخشهای آموزشی) در کلیه کشورهای جهان می باشد . مشارکت کنندگان برای رسیدن به این هدف در سطح ملی هر کشور شامل دولت مراکز دانشگاهی جامعه علمی تشکلهای غیر دولتی عموم مردم جامعه محلی و رسانه ها هستند.از این منظر توسعه پایدار نه به شکل یک مفهوم تکنولوژیکی بلکه آموزشی نگریسته می شود و آموزش به عنوان فرآیند تسریع کننده تغییرات اجتماعی از طریق افزایش آگاهی عمومی در زمینه ارزشها رفتارها و نحوه زندگی برای دستیابی به آینده پایدار تلقی می شود.

بهر حال وقتی صحیت از آموزش در همه سطوح و همه بخشهای آموزش می شود این آموزش از سنین زیر دبستان و مهد کودک آغاز و در همه سطوح آموزش و همه گروههای اجتماعی و حتی آموزش عالی ادامه می باید که طیف بسیار وسیعی را در بر می گیرد.

در حال حاضر در چهارمین سال از این دهه جهانی هستیم و شاهد  تلاشی حتی برای آغاز حرکت نیستیم .این دهه و دهه های بعدی نیز به پایان خواهند رسید بقولی این نیز بگذرد...............

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش          کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

                                                                          حافظ

 

-توسعه پایدار چیست؟

توسعه پايدار يا Sustainable Development در حقيقت ايجاد تعادل ميان توسعه و محيط زيست است. در سال 1980 براي نخستين بار نام توسعه پايدار در گزارش سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) آمد. اين سازمان در گزارش خود با نام استراتژي حفظ منابع طبيعي اين واژه را براي توصيف وضعيتي به كار برد كه توسعه نه تنها براي طبيعت مضر نيست، بلكه به ياري آن هم مي‌آيد.پايداري مي‌تواند چهار جنبه داشته باشد: پايداري در منابع طبيعي، پايداري سياسي، پايداري اجتماعي و پايداري اقتصادي.در حقيقت توسعه پايدار تنها بر جنبه زيست محيطي اتفاقي تمركز ندارد بلكه به جنبه‌هاي اجتماعي و اقتصادي آن هم توجه مي‌كند. توسعه پايدار محل تلاقي جامعه، اقتصاد و محيط زيست است.يكي از مهمترين رويدادهاي بين‌المللي كه در زمينه توسعه پايدار وجود دارد، نشست جهاني توسعه پايدار(WSSD) است. در اين نشست توافق‌هايي در زمينه توسعه پايدار ميان شركت‌كنندگان انجام شد.

كاهش تعداد افرادي كه دسترسي به آب ندارد به نصف تا سال 2015 ميلادي، به حداقل رساندن مواد شيميايي كه بر سلامتي انسان و طبيعت اثرات مخرب مي‌گذارند تا سال 2020 ميلادي، نصف كردن سرعت كاهش ذخيره‌هاي دريايي و رساندن منابع دريايي به سطحي پايدار تا سال 2015 ميلادي، كاهش روند از بين رفتن تنوع طبيعي تا سال 2010 ميلادي، افزايش پايداري در استفاده از انرژي‌هاي تجديدشونده و برنامه‌ريزي براي تدوين برنامه‌اي 10 ساله در مورد توسعه پايدار از اصلي‌ترين توافقات اين نشست بود.

هرچند اين روزها بسياري از دولتمردان و فعالان زيست محيطي به دنبال رسيدن به توسعه پايدار هستند، اما برخي فعالان زيست محيطي اين گزينه را براي حفظ محيط زيست كافي نمي‌دانند. آنها معتقدند در با توجه به روند استفاده از منابع تمام شونده و از بين بردن منابع در جهان واژه "توسعه پايدار" مناسب نيست و بايد از لفظ جايگزيني چون "پايداري توسعه" استفاده كرد تا اين مفهوم در ذهن تداعي نشود كه قرار است منابع جديدي توليد شود.

واژه «توسعه پایدار» امروزه به طور گسترده‌ای به منظور توصیف جهانی كه در آن نظامهای انسانی و طبیعی تواماً بتوانند تا آینده‌ای دور ادامه حیات دهند، به كار گرفته مي‌شود. «توسعه پایدار» به معنی ارایه راه حلهایی در مقابل الگوهای فانی كالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه مي‌باشد كه بتواند از بروز مسایلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه‌های زیستی، آلودگی جهانی تغییر اقلیم، افزایش بي‌رویه جمعیت، بي‌عدالتی و پایین آمدن كیفیت زندگی انسانها حال و آینده جلوگیری كند. بنابراین توسعه پایدار تحولی است مواجه با تامین نیازهای امروزی بدون از بین بردن قابلیتهای نسل آینده در تامین نیازهایشان. در واقع یك تحول, زمانی پایدار است كه محافظ محیط و مولد فرصتها باشد. این تحول نیازمند پیوند ناگسستنی میان اكولوژی, اقتصاد و امنیت اجتماعی است و پیشرفتهای اقتصادی و شرایط زندگی اجتماعی باید در تطابق با جریان دراز مدت حفظ پایه های طبیعی زندگی باشند.

توسعه پایدار،توسعه ای است كه نیازهای زمان حال را با رعایت حقوق و توانایی نسل آینده برای مواجه شدن با نیازهای آن برهه زمانی برطرف می سازد."(تعریف كمیسیون «جهان و محیط» از توسعه پایدار)

در این تعریف كلمه توسعه دارای مفهوم گسترده‌ای است و نمي‌تواند به یك محدوده خاص محدود شود چرا که درباره همه چیز و همه كس در این دنیا صدق مي‌كند. هم در زمان حال و هم آینده. ثانیاً هدف توسعه تداوم توسعه است. این تعریف دارای دو مفهوم است:

 

الف  مفهوم نیازها: شروطی برای برقرار كردن یك استاندارد قابل قبول زندگی برای عموم مردم.

 

ب مفهوم محدودیت‌ها:‌ محدودیت‌های ظرفیتی محیط برای برطرف كردن نیازهای حال و آینده.

نیازها در مرحله اول شامل نیازهای اولیه مثل غذا، پوشاك، مسكن و شغل است و در مرحله دوم نشانگر آن است که هر فرد در هر نقطه دنیا باید مجال بالا بردن سطح زندگی خود داشته باشد.

محدودیت‌ها شامل محدودیت‌های طبیعی منابع محدود و همچنین روند رو به كاهش بازدهی ناشی از بهره‌برداری بیش از اندازه از منابع، آب و كم شدن تنوع زیستی برای آینده مشترك ماست. بهترین راه حل این است كه نیازها به بهترین وجه برطرف شود، در حالیكه منابع كاهش نیابند. یعنی هر نوع توسعه ای باید در تمام زمینه های سیاسی، اجتماعی و محیطی به برطرف شدن نیازها كمك كرده و باعث افزایش محدودیت‌ها نشود.

 

ویزه گی های جامعه ی مبتنی بر اصول پایدار:

*     داراي محيط سالم (هوا ،آب و غذاي سالم) است.

*     شهروندان آگاه در برنامه هاي بهبود جامعه خود مشاركت مي كنند.

*   مبتني بر اقتصاد محلي توانمند است.

*     داراي بخش صنعت و بازرگاني آگاه نسبت به مسئوليتهاي اجتماعي در خدمت رساني به جامعه است. 

*     دسترسي عادلانه به غذا،سرپناه و مراقبتهاي بهداشتي،حمل و نقل و شغل مناسب براي همگان وجود دارد 

*     داراي منابع محلي براي تامين غذا و انرژي هاي تجديد پذير است.

*     شهروندان شيوه زندگي سالم  در زمينه فعاليتهاي جسماني و فرهنگي دارند

*     تصميم گيريها در بخش دولتي و خصوصي بر اساس تاثيرات  بلند مدت تصميم هاست.

*     رهبري قوي،منابع وبرنامه های آموزشی مستمر، از اهداف توسعه پايدار پشتيباني مي كنند.

*     شهروندان پايبند به اصول اخلاقي،ايمان و اميد به داشتن دنيايي بهتر هستند

 

-دانش توسعه پایدار:

توسعه پايدار، توسعه اي است كه نياز هاي امروز را بدون تضعيف توانايي نسل هاي بعد، براي رفع نيازمنديهايشان مرتفع مي كند.مفهوم توسعه پايدار شامل سه جزء اصلي است:

1- مسائل مربوط به اكولوژي، منابع طبيعي و تغييرات جهاني(global changes)
2- مسائل مربوط به همبستگي و همچنين عدالت، چه بين نسلهاي امروز و آينده، چه بین کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه                                                          
3- مسائل مربوط به رشد اقتصادي و مقررات آن، مسائل مربوط به توليد و مصرف

توسعه پايدار نقش بزرگي براي پژوهش هاي علمي و توسعه تكنولوژيكي قائل است. پژوهش هاي علمي به عنوان ابزارِ به پيش راندن توسعه پايدار تلقي مي شود.اماچگونه؟
اول آنكه پژوهشهاي علمي در دستيابي به فهم بهتري از مشكلات توسعه پايدار نقش كليدي دارند.دوم، در ايجاد مقياس هايي براي اندازه گيري وزن مشكلاتِ مطرح شده و سوم، در ارائه راه حلهايي براي آنها، نقش غيرقابل جايگزيني ايفا مي كند.اما دانشمندان در برخورد با مفهوم توسعه پايدار و هنگامي كه مي خواهند در پژوهش هاي خود به طور عملي و كاربردي به آن بپردازند، متفاوت عمل مي كنند. تفاوتها ناشي از ديدگاههاي مختلف آنان در مورد ارتباط انسان و طبيعت يا ساختار جوامع و يا حتي ارتباط دانش و توسعه پايدار است.

پیشینه و روند گسترش مفاهیم امروزین توسعه پایدار :

 با اوج گرفتن نگرانی از عواقب فعالیتهای انسانی برای كره زمین بر پایة قطعنامة مجمع عمومی سازمان ملل،‌ در اواخر سال 1983 كمیسیونی جهانی با ریاست خانم برانتلند نخست وزیر وقت نروژ جهت بررسی جامع مسائل زیست محیطی و توسعة جهانی تشكیل شد. در پی پژوهش‌ها و گفت و شنودهای وسیع بین‌المللی، این كمیسیون گزارش نهایی خود را تحت عنوان «آینده مشتركمان» در نیمة سال 1987 منتشر كرد و از آن پس واژه‌های توسعة پایدار كه بحث محوری این گزارش را تشكیل مي‌داد،‌ مقبولیت و رواج گسترده‌ای یافت. توسعه پایدار را كمیسیون توسعه و محیط به شكل زیر تعریف نمود، كه به عنوان یك تعریف جامع و یك چارچوب توافق شده جهانی مورد قبول قرار گرفته است:

توسعه‌هایی در چارچوب پایداری قرار می گیرند که نیازهای كنونی را بدون آنكه مخاطره‌ای برای توانایی نسلهای آینده جهت تأمین نیازهایشان داشته باشند، تأمین كنند.

در كنفرانس «منشور زمین » سازمان ملل در سال 1992 موضوع توسعه پایدار در سراسر جهان وارد جریان اصلی شد و برنامه‌های پایداری در بسیاری از نقاط جهان متداول شد.

برگرفته از تعریف فوق، ‌در اصل پنجاهم قانون اساسی ایران چنین آمده است: «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست كه نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی مي‌گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن كه با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا كند،‌ ممنوع است.» (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار)

در فارسی كلمات: جاویدان، ماندنی،‌ ثابت، باثبات، مقاوم، مدام، دائم، بادوام، باقی، ‌برقرار، قالب، استوار، استقامت، پایا، پاینده، پابرجا، و ماندگار به كار گرفته شده، كه از همه متداول‌تر كلمه پایدار و یا پایداری است. این واژه یكی از واضح‌ترین مفاهیمی است كه به خوبی، آنچه را كه در ذهن و اندیشه بسیاری از مردم فارسی زبان وجود دارد بیان مي‌كند، و به همین علت این واژه به سرعت فراگیر شده و كاربرد عمومی پیدا كرده است.‌ هر چند كه منتقدانی نیز دارد، كه اظهار مي‌دارند كه واژه «پایدار» یا «پایداری» مفهوم واقعی موضوع را نمي‌رساند، و مي‌یابد به دنبال واژه دیگری باشیم.

توسعه پایدار از بین طرحها و برنامه های مختلف، تحولات و رشد اجتماعی آنهایی را بر می گزیند که از نظر زیست محیطی و اجتماعی نسبت به سایر الگوها برتری داشته باشند. بنابراین مسئله این نیست که تنها به حفاظت از محیط زیست اهمیت داده شود، بلکه تلاش برای این است که محیط زیست حفظ گردد، در عین اینکه مانعی در برابر رشد و توسعه ایجاد نشود. یا بعبارت دیگر اجازه دهیم فرایندهای رشد روال خود را داشته باشند و در عین حال به دقت و با استفاده از روشهای تخصصی مراقب باشیم تا از تخریب سرمایه های زیست محیطی تا حد ممکن جلوگیری شود.

بنابراین به منظور دستیابی به توسعه پایدار راهبردها و اصول چهارگانه زیر باید رعایت شوند:

1 -به كارگیری و پایدار ساختن مصرف منابع تجدیدپذیر .

2-بهینه سازی و ممیزی استفاده از منابع تجدید ناپذیر و به حداقل رساندن مصرف منابع طبیعی به تناسبی كه كمتر از آنچه رشد طبیعی آنها.

3  -حداقل تولید ضایعات و آلودگی‌ها كه قابل جذب در مقیاس و ظرفیت محیط محلی تا جهانی باشد.

4-تأمین نیازهای پایه‌ای انسان و اجتماع،‌ و ایجاد محیطی سالم برای نسلهای آینده مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار.

 -منابع طبيعي بستر حيات و توسعه پايدار:

نقش طبيعت و منابع طبيعي در حيات اقتصادي و اجتماعي انسانها و اهميت ويژه آن در رابطه با كشاورزي و محيط زيست امري غيرقابل انكار است . منابع طبيعي تجديدشونده (آب ، خاك ، جنگل ، مرتع ) نقش مهم و حياتي در زندگي موجودات زنده جانوري و انسان دارا مي باشند و بي ترديد بدون وجود  اين نعمات خدادادي انسان نمي تواند به حيات خود ادامه دهد .

 نكته اي كه بايد به آن اشاره شود ايسنت كه برخوردهاي غيراصولي و بي توجهي هاي اعمال شده در زمينه جنگل ، مرتع ، حفاظت خاك و آبخيزها در گذشته  كه ريشه در ساليان دراز دارد امروزه آنچنان وضعيتي را بوجود آورده است كه كمترين تعلل در آن جايز نبوده و ادامه روند تخريب اين منابع حياتي و خدادادي ، با در نظر گرفتن رشد جمعيت و نياز روزافزون به توليدات كشاورزي و دامي فاجعه اي در پي دارد كه كمترين آثار آن،  بروز گرسنگي درحال و عدم استقلال كشور درآينده مي تواند باشد.

لازم به ذكر است منابع طبيعي تجديدشونده ، علاوه بر تاثيرات مثبتي كه بر محيط زيست گياهي و جانوري دارند بر   محيط زيست شهري وانساني نيز تاثيرگذارند . كاهش دي اكسيد كربن موجود در اتمسفر ، رسوب دادن گرد و غبار تا سقف 70 تن درهكتار در سال ، تعديل آب و هوا در تابستان و زمستان ،‌جذب ذرات معلق و سمي موجود در اتمسفر همچون گرد و ، جلوگيري از فرسايش خاك و هدررفت آب و توليد اكسيژن  تا سقف 50 درصد از جمله منافع زيست محيطی جنگلها و مراتع مي باشند.

 از ديدگاه اقتصادي نيز جنگلها و مراتع از زيرساختهاي اساسي توسعه كشاورزي در هر جامعه اي به شمار مي روند و بدون توجه به اين منابع ، پرداختن به كشاورزي ازدرجه ريسك پذيري بالائي برخودار خواهد بود واز آنجا كه در جهان در حال توسعه امروز ، تقاضا براي غذاي سالم روز بروز در حال افزايش است ، توسعه وحفاظت از جنگلها و مراتع بعنوان محافظ و پشتيبان و تامين كننده آب وخاك مورد نياز اراضي كشاورزي امري لازم و واجب به شمار مي رود.

همچنين منابع طبيعي از لحاظ جذب توريست و گذراندن اوقات فراغت مردم نيز داراي اهميت ويژه اي است بطوريكه مناطق تفريحي جنگلي بواسطه دستيابي آسان و ساده براي آحاد ملت مورد توجه بوده و موجبات جلب تعداد كثيري از توريستها و انسانهاي خسته از زندگي شهري را فراهم مي سازد .

نكته اي كه لازم است به آن اشاره گردد ، اين است كه بحرانهاي زيست محيطي بصورت تخريب جنگلها ، فرسايش خاك ، آلودگي آب و ... باعث گرديده تا متوليان حفاظت منابع طبيعي ، براي رفع اين بحرانها و پايداري منابع تلاش كنند. يكي از مصاديق اين تلاشها ، بسترسازي لازم براي مشاركت آحاد جامعه بويژه بهره برداران از اين منابع براي حفاظت آنها مي باشد.   اصولاً مشاركت مردم در طرحها باعث پذيرش آسان آنها و كم شدن هزينه ها و افزايش سرعت اجراي طرحهاست البته فوايد مشاركت زماني ملموس است كه مردم را در مراحل برنامه ريزي تا اجرا و ارزشيابي طرحها دخالت دهيم .

منابع‌ طبيعي‌ و توسعه‌ پایدار:

كشور ايران با توجه به موقعيت جغرافيايي حساس خود، اكنون در مقطعي از تاريخ و در مرحله اي از توسعه قرار گرفته است كه تحت هر شرايطي بايد مقوله ‌ امنيت غذايي و توسعة‌ پايدار را به طور جدي مورد توجه قرار دهد. تحقق اين امر هم زماني ممكن است كه بتوانيم منابع طبيعی خود را حفظ كرده و آنها را به نحو مطلوب بهره برداري کنیم. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار  و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت. در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در شرايط نامطلوبي، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. اگر چه اين هشدارها به طرق مختلف به مسئولين داده مي شود ولي از آنجا كه كشور ايران متنعم از ذخاير نفت و گاز است متاسفانه توجه چنداني به منابع طبيعي نمي شود. از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری را جایگزین آن نمود. در اين مورد نقش بهره گيري بيشتر از منابع طبيعي تجديد شونده تعيين كننده است

اكنون رشد و تعالي‌ جوامع‌، بر مبناي‌ معيارهاي‌ گذشته‌ ارزيابي‌ نمي‌شود بلكه ميزان‌پايبندي‌ جوامع‌ به‌ مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ و حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌ و به‌ ويژه‌ درسالهاي‌ اخير، رعايت‌ اصول‌ توسعه‌ پايدار و حفظ‌ تنوع‌ زيستي‌، يعني‌ حفظ‌ طبيعت‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ آن‌ معيارهايي‌ اساسي‌ براي‌ ارزيابي‌ رشد جوامع‌ به‌ شمار مي روند. در جهان‌ امروز، توسعه‌پايدار و حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ و محيط‌ زيست‌، به‌ عنوان‌ دو فراز و هدف‌ ارزشمند،يگانگي‌ بوم‌ شناختي‌ طبيعت‌ و جامعه‌ را نه‌ تنها در سطح‌ كشورها بلكه‌ در سطح‌ كره‌مسكوني‌ مورد توجه‌ قرار داده‌اند. تفكر زيست‌ محيطي‌ زمين‌ شايد بتواند بسياري‌ از آمال و آرزوهاي‌ بشري‌ را تحقق‌بخشد اما اين‌ امر ممكن‌ نخواهد بود مگر از طريق‌ ترويج‌ و نشر گسترده‌ و مستمرفرهنگ‌ زيست‌ محيطي‌ در ميان‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌. مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ امروزه‌دامنه‌ وسيعي‌ پيدا كرده‌ و از حد مسايل‌ فني‌ گذشته‌ عميقا داراي‌ مفهوم‌ اجتماعي‌هستند. به‌ هر حال‌ دستيابي‌ به‌ مفهوم‌ توسعه‌ پايدار در كنار حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌و محيط‌ زيست‌، وظيفه‌ خطيري‌ است‌ كه‌ بر عهده‌ سازمانها، نهادها، مسئولان‌ و كليه‌دست‌ اندركاران‌ مسايل‌ توسعه‌ و محيط‌ زيست‌ گذاشته‌ شده‌ است‌ چنين‌ وظيفه‌خطيري‌ جديت‌ و تلاش‌ همه‌ جانبه‌اي‌ مي‌طلبد كه‌ بايد بر آن‌ همت‌ گماشت‌.

جنگلداری و توسعه پایدار :

منابع طبیعی تجدید شونده که جنگل ها بخشی از آنها به شمار می روند در حقیقت از ارکان اصلی توسعه پایدار در هر کشور محسوب می شوند.

مطابق نظر کارشناسان جهانی از جمله فائو، چنانچه سطح جنگل های کشور کمتر از 25 درصد خاک آن باشد، از نظر محیط زیست انسانی وضعیت بحرانی در آن کشور حاکم می شود.

در حال حاضر سطح پوشش جنگل در ایران حدود 5/7 درصد مساحت کشور است، بنابراین گسترش فضای سبز و جنگل و نزدیک شدن به شاخص های جهانی امری اجتناب ناپذیر و ضروری است که به منظور دستیابی به این مهم و رسیدن به توسعه پایدار معیارهای زیادی برای مدیریت جنگل از جمله جنگلداری پایدار، برنامه ملی جنگل و برنامه ملی نهضت سبز ارایه شده است که برنامه ملی نهضت سبز با هدف جنگل کاری و توسعه فضای سبز در نقاط مستعد کشور به مرحله اجرا درمی آید.

جهت دستیابی به توسعه پایدار باید مدیریت صحیح به منابع طبیعی اعمال شود، توسعه پایدار یعنی دسترسی به مرحله ای که در آن مرحله بتوانیم به نحو اصولی از مجموعه سرمایه های خود بهره برداری کنیم و سهم آیندگان و امکان آن را در نظر بگیریم.

طرح جنگلداری مجموعه برنامه های مدونی است که در آن کلیه دخالت های لازم در رابطه با حفظ، احیاء، توسعه و بهره برداری صحیح به منظور داشتن تولید مستمر شناخته شده است.

هدف جنگلداری پایدار رسیدن به توسعه پایدار جنگل است و مشتمل بر سه وجه بنیادی شامل پایداری اکولوژیکی، توسعه اجتماعی و توسعه اقتصادی است که با هم ارتباط متقابل دارند و بدون دستیابی به همگرایی و تلفیق این وجوه عملا توسعه پایدار معنی خود را از دست خواهد داد.

امروزه با توجه به نقش و اهمیت چند جانبه جنگل، موضوع مورد توجه محافل جهانی از جمله دستور کار 21 ریو، اصول جنگل و سایر سازمان ها قرار گرفته و جنگل داری پایدار محور اصلی برنامه مدیریت جنگل ها است.

این در حالی است که وضعیت جنگل های کشور و به خصوص جنگل های شمال نیاز به نیروی انسانی برای حفظ و احیای عرصه های جنگل و با در نظرگرفتن عوامل تخریب به نظر می رسد توانمند سازی بهره برداران عرصه های مذکور از طریق ترویج، نزدیکترین و سهل ترین راه رسیدن به توسعه جنگل باشد.

توسعه ی پایدار و مراقبت از جنگل ها :

سرزمین خشک و بیابانی امروز ایران، زمانی سرزمینی سرسبز و پوشیده از جنگل هایی انبوه و در برخی مناطق، کم پوشش بوده است.در اسناد تاریخی و سفرنامه های بسیار،به وجود جنگل هایی در شمال غربی و مرکز ایران اشاره شده است و مسافرانی که از این مناطق عبور می کرده اند، جنگلی بودن این مناطق که در حال حاضر زمین هایی خشک و بیابانی هستند را شاهد بوده اند.در دوران باستان به جز نواحی گرم و خشک که فاقد پوشش جنگلی بوده اند،بقیه ی نقاط ایران از جمله کوه های زاگرس تا مناطق شرقی و خشک فارس ،پوشیده از جنگل های بلوط دست نخورده بوده است. در کوهپایه های فلات مرکزی، پوشش انبوه درختان پسته و بادام وجود داشته و بخش شمالی کشور انبوه تر از همه جا، پوشیده از جنگل بوده است. در نزدیکی تهران در منطقه ی دشت ورامین، کاروان ساریی وجود دارد که قصر بهرام نامیده می شود،در زمان های دور پوشیده از درخت و گیاه و شکارگاه بهرام بوده است. (از این سرمایه ی بزرگ2.5 میلیون هکتار از جنگل های شمال کشور باقی مانده که از این مقدار نیز، بیش از یک میلیون هکتار جزو جنگل های تخریب شده است. در مناطق دیگر کشور نیز، فقط 12 میلیون هکتار جنگل های تنک در غرب، شمال شرق و بخش های مرکزی ایران به عنوان میراثی برای کشور باقی مانده است).

با این حال هنوز کم و بیش، نمونه هایی از تنوع گیاهی وجود دارد و این امکان است که برای تکثیر گونه های کمیاب گیاهی و اصلاح جنگل ها کارهایی انجام شود.

-نزاع جنگل و بیابان بر سر بقاء

نامگذاری سال 2006 به سال جهانی بیابان زدایی خود نشانه اهمیت آن در ادامه و بقای زندگی جانداران زمینی است. به طوری که اگر هر چه سریع تر چاره ای برای جلوگیری از پیشرفت و نفوذ بیابان به عمق جنگل ها اندیشیده نشود ، با این سیر قهقرایی تخریب جنگل و قطع درختان با پیشرفته ترین تجهیزات توسط سودجویان سیری ناپذیر ، در سال های آتی شاهد فاجعه ای خواهیم بود که جبران آن به راحتی میسر نبوده و بشر یکی از مهم ترین منابع تامین نیازهای حیاتی خود را در طرفه العینی از دست می دهد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر ، از مجموعه عرصه های طبیعی کشور 53 درصد مرتع ، 7/8 درصد جنگل ، 20 درصد پدیده های بیابانی ، 5/1 درصد بیشه زار و درختچه و 5/16 درصد از اراضی درمالکیت دستگاه های اجرایی و مردم قرار دارد.

 راهبردهاي توسعه پايدار در بخش جنگل‌ها و مراتع:

 

1ـ اصلاح نظام بهره‌برداري از منابع طبيعي (منابع پايه توليد) و مهار عوامل ناپايداري منابع از طريق:

 

q                   ارتقاي شاخص‌هاي توسعه‌يافتگي جوامع روستايي و عشاير به منظور كاهش وابستگي اين افراد به بهره‌برداري از جنگل‌ها و مراتع

q                   كاهش اتكاي دام‌هاي وابسته به مراتع كشور از طريق اجراي طرح‌هاي تعادل دام و مرتع، زمينه‌سازي براي تبديل دامداري‌هاي سنتي و متحرك به دامداري‌هاي صنعتي و نيمه‌صنعتي (ثابت)، افزايش توليد زراعي و صنعتي

q                   ممانعت از كشت و كار محصولات زراعي سالانه در اراضي شيبدار و تبديل ديمزارهاي كم بازده به مراتع دست كاشت

q                   توسعه فعاليت‌هاي تفرجگاهي و اكوتوريسم در استفاده و بهره‌برداري از عرصه‌هاي جنگلي و مرتعي و بيابان

q                   ارتقاي شناخت ارزش‌هاي اجتماعي، اقتصادي و اكولوژيكي جنگل‌ها و مراتع كشور

q                   توسعه سوخت‌هاي فسيلي در جوامع روستايي و عشايري به منظور كاهش استفاده از چوب و هيزم براي تأمين انرژي

q                   تداوم آزادسازي واردات مواد اوليه سلولزي و چوب به كشور به منظور كاهش بهره‌برداري مجاز و غيرمجاز از جنگل‌ها

q                   الزام بهره‌برداران از منابع طبيعي به احيا و بازسازي آن

 

2ـ ارتقاي مشاركت‌هاي مردمي در مديريت پايدار ( برنامه‌ريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي) جنگل‌ها و مراتع از طريق:

q        پيوند زدن منافع حاصل از بهره‌برداري و اجراي طرح‌هاي منابع طبيعي با منافع و معيشت جوامع محلي بهره‌بردار از اين منابع

q        شناسايي دانش‌هاي بومي و لحاظ نمودن آن‌ها در سياست‌گذاري‌ و برنامه‌ريزي جنگل‌ها و مراتع به عنوان مكمل روش‌هاي علمي مديريت منابع طبيعي

q        رعايت حقوق عرفي جوامع محلي در مديريت عرصه‌هاي منابع طبيعي

q        ارتقاي سطح آگاهي‌هاي عمومي با تأكيد بر گروه‌هاي اثرگذار بر جنگل‌ها و مراتع

q         تقويت نهادها و تشكل‌هاي غيردولتي منابع طبيعي و محيط زيستي و توسعه اختيارات آنان در اجرا، ارزيابي و پايش اقدامات انجام شده

 

 

3ـ هماهنگي بين مجموعه دستگاه‌هاي اجرايي اثرگذار بر عرصه‌هاي منابع طبيعي با اعمال مديريت يكپارچه و نظام‌مند بر منابع طبيعي كشور از طريق:

q       تهيه و تدوين برنامه‌هاي توسعه و يكپارچه حوزه‌هاي آبخيز و تعيين نقش و جايگاه هر يك از دستگاه‌هاي مسئول

q       تشكيل شوراها و كميته‌هاي هماهنگ‌كننده اجراي برنامه‌هاي توسعه و برقراري ارتباط منطقي با روستاييان و جوامع محلي

 

4ـ اعمال ديدگاه‌هاي آمايشي براي تعيين كاربري اصولي عرصه‌هاي جنگلي و مرتعي در فرايند توسعه كشور از طريق:

q        تدوين ضوابط و معيارهاي استفاده از اراضي جنگلي و مرتعي براي كاربري‌هاي مختلف در فرايند توسعه كشور

q        شناسايي توان طبيعي اكوسيستم‌هاي مختلف جنگلي و مراتع كشور و طبقه‌بندي آن‌ها براي تعيين اولويت‌هاي كاربري (تهيه تقشه كاربري اراضي در چهارچوب نيازهاي بلندمدت توسعه كشور)

q        تطبيق كاربري‌هاي موجود با كاربري‌هاي مطلوب نقشه آمايش سرزمين و ساماندهي كاربري‌هاي ناسازگار موجود

 

5ـ ايجاد و ارتقاي عزم ملي در حفاظت و احياي منابع طبيعي كشور از طريق:           

q       فرهنگ‌سازي و تنوير افكار عمومي به منظور تبيين جايگاه و ارزش‌هاي جنگل‌ها و مراتع و مديريت پايدار اين منابع (با استفاده از روش‌هايي مانند ايجاد شبكه‌هاي راديو ـ تلويزيوني و يا افزايش ساعات پخش برنامه‌هاي زيست‌محيطي، افزايش دروس مرتبط با منابع طبيعي در دوره‌هاي آموزشي و نظير آن‌ها)

q        تدوين، تكميل و اصلاح قوانين و مقررات لازم براي دستيابي به اهداف حفاظت و بهره‌برداري پايدار از منابع جنگل‌ها و مراتع

q       پيش‌بيني ساز وكارهاي مناسب براي برخورد قاطع با متخلفين از قوانين منابع طبيعي

q       تأمين منابع سرمايه‌گذاري لازم با اختصاص درصد مشخصي از منابع حاصل از بهره‌برداري از منابع تجديدناپذير براي حفاظت، احيا و توسعه منابع طبيعي تجديدپذير (جنگل‌ها و مراتع)

 

6ـ بهبود وضعيت حفاظت، احيا و توسعه اكوسيستم‌هاي جنگلي و مرتعي از طريق:

q        بازنگري (تكميل و اصلاح) طرح‌هاي موجود مديريت جنگل‌ها و مراتع با رعايت ملاحظات زيست‌محيطي و مسائل اقتصادي ـ اجتماعي و با تأكيد بر مديريت توليدات غيرچوبي و تنوع زيستي

q         توسعه پوشش سطوح تحت طرح‌هاي مديريت جنگل‌ها و مراتع

q        شناسايي مناطق مستعد براي احياي جنگل‌ها و مراتع و توسعه جنگل‌كاري و درخت‌كاري

q         توسعه تحقيقات كاربردي و فناوري‌هاي نوين در احيا و توسعه پوشش گياهي متناسب با شرايط ايران

q        الزام دستگاه‌ها و مجريان طرح‌هاي اقتصادي به اختصاص بخشي از منابع سرمايه‌گذاري به توسعه پوشش گياهي در محدوده اجراي طرح

q        استفاده از گونه‌هاي سريع‌الرشد چوب‌ده در عرصه‌هاي مستعد

q         استفاده از روش‌هاي مختلف اگروفارستري متناسب با وضعيت اراضي

q         پيش‌بيني سازوكارهاي مناسب براي حمايت و تشويق سرمايه‌گذاري در اجراي طرح‌هاي جنگل‌كاري، جنگل‌داري و مرتع‌داري

 

7ـ ايجاد و تقويت سيستم‌هاي پايش و ارزيابي تغييرات ايجادشده در جنگل‌ها و مراتع از طريق:

q        توسعه و تقويت بانك اطلاعات جنگل‌ها و مراتع و مستندسازي آمار و اطلاعات پايه (نقشه‌ها)

q        تقويت جوامع محلي، گروه‌ها و سازمان‌هاي غيردولتي و مشاركت آنان در نظارت و ارزيابي طرح‌هاي جنگل‌داري و مرتع‌داري

q        كنترل و مساحي منظم و دوره‌اي جنگل‌ها و مراتع از نظر شاخص‌هاي كمي و كيفي

 

8 ـ حفاظت و ارتقاي تنوع زيستي و ذخاير ژنتيكي گياهي از طريق:

q        شناسايي اكوسيستم‌هاي بكر و كمتر تخريب‌يافته و تهيه و اجراي طرح‌هاي حفاظت پايدار اين اكوسيستم‌ها

q         شناسايي و حمايت از گونه‌هاي گياهي در معرض نابودي

q        اختصاص بخشي از عرصه جنگل‌ها و مراتع به عنوان مناطق شاهد و حفاظت‌شده در طرح‌هاي اجرايي جنگل‌داري و مرتع‌داري

q        افزايش سطوح ذخيره‌گاه‌هاي جنگلي و مرتعي

 

 اکوتوریسم وتوسعه ی پایدار:

اکوتوریسم به عنوان ابزاری برای توسعه پایدار در کشورهای پیشرفته و روشی بادوام جهت محافظت طبیعت و ایجاد منافع اقتصادی و اجتماعی برای جوامع محلی معرفی شده است. گرچه بعضی از پروژه های اکوتوریسمی این ایده را پشتیبانی می کنند ولی بسیاری از آنها نیز خلاف اهداف اکوتوریسم عمل کرده اند و نتوانسته اند آن منافعی را که مد نظرشان بود به ارمغان بیاورند و این زمانی اتفاق افتاده است که طرح و اجرا ضعیف عمل کرده است. دامنه طیف نگاه به اکوتوریسم  بین شک شدید تا نگرشی شدیدا خوشبینانه به منافع آن بوده است اما شواهد نشان داده است که اکوتوریسم   می تواند بین توسعه و اهداف محافظتی تعادل برقرار کند. به هر حال واضح است، ‌اکوتوریسم یک توصیه و درمان جهانی نیست اما پتانسیل آن برای ارتقاء توسعه پایدار شایان توجه است.

 

تعریف اکوتوریسم                                                                                           :

در مورد تعریف اکوتوریسم اتفاق آراء وجود ندارد. بعضی از تعاریف ارائه شده لیست وار در زیر آورده شده است:

حفاظت بین الملل 1989 (Ziffer)

شکلی از گردشگری ملهم از تاری طبیعی منطقه، شامل فرهنگ بومی. اکوتوریست ها به طور نسبی از مناطق توسعه نیافته با روح قدردانی،‌ مشارکت و حساسیت نسبت به آنجا بازدید       می نمایند. اکوتوریست ها طوری عمل می کنند که کمترین ضرر را به منابع طبیعی و حیات وحش وارد نمایند. و مردم مناطق بازدید شده را در منافع اقتصادی سهیم نمایند.

اتحادیه حفاظت جهان 1996 (Brando)

سفری مسئولانه در طبیعت و بازدید از مناطق طبیعی دست نخورده جهت لذت و قدردانی از طبیعت که محافظت را ارتقاء، اثرات منفی بازدیدکنندگان را کاهش می دهد و برای فعالیت های منفعت رسان اجتماعی- اقتصادی به جوامع بومی تلاش می کند.

‌مارتا هانی 1999 (Honey)

سفری به مناطق شکننده، بکر و معمولا حفاظت شده که در جهت کمترین تأثیرات بر منطقه با آموزش گردشگران، ایجاد صندوق اعتباری برای محافظت،‌ توسعه منفعت های اقتصادی و سیاسی جوامع محلی و احترام به تنوع فرهنگ ها و حقوق بشر تلاش    می کند.

انجمن بین المللی اکوتوریسم 2004

سفر مسئولانه نسبت به مناطق طبیعی که از محیط محافظت کند و از مردم بومی حمایت نماید.

 

با آنکه تعاریف مختلفی ارائه شده است ولی همگی یک ایده مشترک دارند اینکه اکوتوریسم باید به جامعه محلی منفعت برساند و در عین حال اثرات مثبتی بر روی حفاظت از محیط داشته باشد.

تعریف اولیه توسعه پایدار ارائه شده توسط کمسیون برتلند در سال 1987:

توسعه ای را مطرح می کند که نیازهای نسل حاضر را برآورده نماید بدون آنکه توانایی نسل های آینده را برای برآوردن نیازهای خود با خطر رو به رو کند.توسعه پایدار بر حسب زمینه های گوناگون تعاریف متفاوتی دارد. در زمینه توسعه بین الملل، توسعه پایدار رابطه متقابل پیچیده ای است بین جنبه های توسعه اجتماعی، اقتصادی و محیطی. مثلث توسعه پایدار چارچوب مفهومی ساده را در اختیار می گذارد.

‌توسعه پایدار تعادلی بین اقتصاد، سلامت جامعه و محیط برقرار می کند. مثلث این ایده را بیان می کند که تمام اضلاع (جوانب) به هم وابسته هستند و باید با همدیگر برای ارتقای موفقیت طولانی مدت توسعه عمل کنند.اکوتوریسم می تواند به عنوانشکلی از توسعه پایدار عمل کنداگر همه نواحی مثلثِ توسعه پایدار را شامل شود و منافع را برای نسل حاضر و نسل های آینده به ارمغان بیاورد.

 اکوتوریسم و توسعه پایدار این دو از لحاظ تفکری که پشت شان است بسیار به هم نزدیک هستند.برخی از دلالت های پایداری در جنبه های مختلف اکوتوریسم چه اقتصاد،‌ چه جامعه و چه محیط یا ترکیبی از این سه مشاهده می شود.

 اصول توسعه پایدار:

1.       مصرف صرفه جویانه ی منابع

2.       کاهش سوخت و زباله

3.       نگهداری از تنوع زیستی

4.       توام نمودن گردشگری و برنامه ریزی

5.       حمایت از اقتصاد جامعه محلی

6.       درگیر نمودن جامعه محلی   

7.       مشارکت بنگاه ها و مردم

8.       آموزش کارکنان

9.       داد و ستد مسئولانه گردشگری

10.   انجام تحقیقات متعهدانه

 

     وقتی با دقت به این مجموعه اهداف توسعه پایدار نگاه می کنیم متوجه می شویم اکوتوریسم نیز در خالصانه ترین شکل همین اهداف را دنبال می کند. توسعه پایدار فقط به عنوان هدفی از اکوتوریسم نیست بلکه به معنای دستیابی به آن اهداف می باشد. در اکوتوریسم پیشرفته مهم وفادار ماندن به فلسفه توسعه پایدار، حداکثر نمودن اثرات مثبت و در همان حال به حداقل رساندن اثرات منفی است.

توسعه ی کشاورزی:

افزايش‌ توان‌ و آمادگي‌ سياست‌گذاران‌، پژوهشگران‌ و دست‌اندركاران‌ بخش‌ كشاورزي ‌براي‌ درك‌ پيچيدگي‌هاي‌ فزاينده‌ و ارائه‌ راه‌حل‌هاي‌ راهبردي‌ نيازمند شناختي‌ «عالمانه‌» و«به‌هنگام‌» از رويدادهاي‌ جهاني‌ و ديدگاه‌هاي‌ نظري‌ ديگر صاحب‌نظران‌ است‌. هم‌چنان‌كه‌سرعت‌ چشم‌گير روند جهاني‌شدن‌، در عرصه‌ بازار يك‌ چالش‌ جدي‌ براي‌ بهره‌برداران‌ بخش ‌كشاورزي‌ است‌. جهاني‌شدن‌ در عرصه‌ اطلاعات‌ و اطلاع‌رساني‌ نيز يك‌ فرصت‌ طلايي‌ براي‌پژوهشگران‌ وسياست‌گذاران‌ به‌منظور كسب‌ آمادگي‌ وپاسخ‌گويي‌ به‌ چالش‌هاي‌ فوق‌الذكرفراهم‌ نموده‌است‌.

اطلاعات‌ در عرصه‌ كشاورزي‌ و توسعه‌ روستايي‌ نه‌ تنها به‌ عنوان‌ يكي‌ از اصلي‌ترين‌نهاده‌ها و سرمايه‌ها تلقي‌ مي‌گردد، بلكه‌ كاراترين‌ «عامل‌ ارتقاي‌ بازده» و اثربخشي‌ ديگر منابع‌توليد و توسعه‌ به‌ شمار مي‌آيد. فن‌آوري‌ اطلاعات‌ به‌ عنوان‌ بسترساز اطلاع‌رساني‌ شايد بزرگ‌ترين‌ فرصت‌ براي‌ پژوهشگران‌ و سياست‌گذاران‌ بخش‌ كشاورزي‌ محسوب‌ شود.بهره‌برداري‌ از اين‌ «فرصت‌» كه‌ نيازمند ابزار، دانش‌ و مهارت‌ است‌، در شرايط كنوني‌ كشور ما يكي‌ از اساسي‌ترين‌ ضرورت‌هاست‌

اهداف اساسی توسعه پایدار کشاورزی

* امنیت غذایی از طریق ایجاد توازن مناسب وپایدار بین خودکفایی واتکای به نفس؛

* ایجاد درآمد واشتغال در نواحی روستایی، خصوصاً به منظور ریشه کنی فقر؛

* حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست.

 

راهبردهایی برای توسعه پایدار کشاورزی و روستایی:

سه معیار کلیدی برای گزینش روشهای راهبردی در مورد کشورهای صنعتی وکشورهای در حال توسعه به طور یکسان قابل اعمال هستند:

1-افزایش کارایی وبهره وری:کارآیی وبهره وری از طریق کاربرد پایدارتر منابع از جمله نیروی کار، دسترسی بهتر به تکنولوژیهای جدید، استفاده صحیح از نهاده ها وچرخه های زیست شناختی و فرآوری در مزرعه قابل افزایش است.

2- ایجاد تنوع:در این راستا دو نوع تنوع مختلف قابل حصول است: تنوع در نظامهای تولیدی وتنوع در فعالیتهای اقتصادی. نوع اول از طریق سازگارکردن الگوهای کشت محصولات، فعالیت های دامداری، نظامهای پرورش آبزیان، روشهای ماهیگیری و شیوه های جنگلداری با استعدادها و محدودیت های منابع طبیعی حاصل می شود. نوع دوم در نتیجه تلفیق تولید زراعی، جنگلداری وشیلات با فرآوری محصولات تولید شده و تلفیق مشاغل در مزرعه با مشاغل بیرون مزرعه به دست می آید.

3- افزایش برگشت پذیری و به حداقل رساندن مخاطرات: بیشتر روشهایی که برای تولید، فرآوری، خرید وفروش و مصرف محصولات زراعی، دامی و ماهی استفاده می شوند موجب اتلاف منابع و نهاده ها می گردند و خسارات قابل توجهی را قبل و بعد از برداشت دارند. این امر نه تنها موجب کاهش ستانده ها و درآمد می شود بلکه به زوال محیط زیست یعنی نابودی نباتات، فرسایش خاک، آلودگی آبهای زیر زمینی وآلودگی غذا منجر می گردد. اما در خود مزرعه، ضایعات را می توان به عنوان نهاده بازیافت کرد ویا اینکه آنهارا به عنوان محصولات جنبی (از قبیل سوختهای به دست آمده از موجودات زنده) مورد استفاده قرار داد. افزایش اتکا به فرآیندهای زیست شناختی که طبیعت ارائه میدهد،می تواند از هزینه نهاده ها بکاهد.

 کاربرد متعادل نهاده های کشاورزی

استفاده از نهاده های بیرونی در کشاورزی (عمدتاً کودهای معدنی، سموم دفع نباتات وگونه های دانه ای اصلاح شده)به علت خطرات زیست محیطی استفادۀ بیش از حد آنها، مورد اختلاف نظر بسیار بوده اند. استفاده بیش از حد نه تنها تهدیدی برای محیط زیست است، بلکه هزینه تولید کشاورزان مناطق حاشیه ای را نیز افزایش می دهد. در کشورهای صنعتی، «نهاده های کم» به معنی کاهش سطوح بالای کاربرد کنونی آنهاست.

   سطح مناسب نهاده ها برای کشاورزی پایدار چیست؟ در نظامهای تغذیۀ منسجم گیاهان،مواد آلی وکودهای معدنی، به منظورجایگزینی مواد غذایی گیاهی که توسط محصولات زراعی مصرف شده اند، با هم ترکیب می شوند وموجب افزایش باروری خاک می گردند. نظامهای تغذیه منسجم گیاهان را می توان با منابع موجود در شرایط کشاورزی- بوم شناختی و نظامهای کشاورزی مختلف سازگار کرد.

   مهار منسجم آفات، جزءکلیدی دیگری از نظامهای کشاورزی پایدار است. شیوه های کاشت وتولید، از طریق به حد اقل رساندن کاربرد سموم شیمیایی، دفع آفات وبه کار گرفتن اصول مبتنی بر بوم شناسی آفات (از قبیل چرخه های زندگی آفات وروابط صیاد/ صید)، قابل اصلاح هستند، به طوری که کشاورزان بتوانند از هزینه های خود بکاهند واز خطرات ناشی از کاربرد بیش از حد سموم دفع آفات احتراز کنند.

   در عین حال، محروم کردن کشاورزان از کاربرد نهاده ها، که باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی می گردد، راه حل مناسب مشکل نخواهد بود. تعیین توازن مناسب بین تکنولوژیها، به منظور تضمین کاربرد بی خطر نهاده ها، با توجه به شرایط محلی در کشور، وظیفۀ پژوهشگران است؛ و ایجاد انگیزش و زیر ساخت اقتصادی، به منظور تأمین دسترسی به نهاده های مورد نیازشان، وظیفه سیاستگذاران است.

.

نقش‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در تسريع‌ فرآيند توسعه‌ كشاورزي‌ شامل‌:

 

الف‌. نقش‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در افزايش‌ بازده‌ زيستي‌ توليد;

ب‌. نقش‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در افزايش‌ بازده‌ اقتصادي‌ توليد.

- ملاحظه‌ها و محدوديت‌هاي‌ كاربرد فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در توسعه‌ كشاورزي‌ وروستايي‌

- ارائه‌ چارچوب‌ و فرايند اجرايي‌ طرح‌ استقرار شبكه‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌(نداك‌) بمنظور بهره‌گيري‌ از فن‌آوري‌ اطلاعات‌.

چالش‌هاي‌ بخش‌ كشاورزي‌ در آستانه‌ هزاره‌ سوم‌:

توسعه‌ كشاورزي‌ از مهم‌ترين‌ اولويت‌ها در برنامه‌هاي‌ توسعه‌ ملي‌ كشورهاي‌ در حال ‌توسعه‌ محسوب‌ مي‌شود. علي رغم‌ چندين‌ دهه‌ فعاليت‌هاي‌ گوناگون‌ در اين‌ زمينه‌، اختلاف‌ بين‌كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ و توسعه‌نيافته‌ به‌ جز موارد معدود، بيش‌تر شده‌ است‌. از سوي‌ ديگر،حتي‌ در درون‌ كشورهاي‌ توسعه‌يافته‌ نيز ناهمگني‌ در زمينه‌ رفاه‌ و درآمد و ابعاد گوناگون‌پيشرفت‌ وجود دارد و حاشيه‌نشيني‌ يك‌ معضل‌ اساسي‌ محسوب‌ مي‌شود. اعمال‌ سياست‌هاي‌مبتني‌ بر رشد اقتصادي‌، نوسازي‌ صنعتي‌، انتقال‌ فن‌آوري‌، تاكيد بر افزايش‌ توليد و صادرات‌منجر به‌ پيامدهاي‌ منفي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و زيست‌ محيطي‌ و به‌طوركلي‌ ناپايداري‌ بخش‌كشاورزي‌ در بسياري‌ از كشورها گرديده‌اند. رشد فزاينده‌ واردات‌ موادغذايي‌ در اغلب‌ كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ ابعادي‌ نگران‌كننده‌ پيدا كرده‌ است‌. با مطالعه‌ اين‌ شرايط عمده‌ترين ‌چالش‌هايي‌ را مطرح‌ مي‌سازيم‌ كه‌ بخش‌ كشاورزي‌ را در حال‌ حاضر و در آينده‌ تحت‌ تاثير قرار مي‌دهند:

1.جهاني‌شدن‌ اقتصاد و نظام‌هاي‌ توليد

جهاني‌شدن‌ و گستردگي‌ وابستگي‌هاي‌ اقتصادي‌ در سراسر جهان‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌تصميم‌گيري‌ فعاليت‌هاي‌ زراعي‌ نه‌ تنها در سطح‌ ملي‌، بلكه‌ حتي‌ در سطح‌ يك‌ مزرعه‌ نيز متاثراز تحولات‌ و تغييرات‌ اقتصاد جهاني‌ و روندهاي‌ آن‌ باشد. اين‌ مسئله‌ فشار زيادي‌ به‌ مجموعه‌بخش‌ كشاورزي‌ (اعم‌ از سياست‌گذاران‌، محققان‌، كاركنان‌ ترويج‌ و توسعه‌ و بهره‌برداران‌ )وارد مي‌كند و حجم‌ قابل‌ توجهي‌ از منابع‌ موجود را به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهد. علاوه‌ براقتصاد، نظام‌هاي‌ توليد نيز به‌ مقدار زيادي‌ متاثر از پديده‌ جهاني‌شدن‌ هستند. الگوها، روش‌هاو استانداردهاي‌ كيفي‌ و كمي‌، همگي‌ در معيار وسيعي‌ مورد سنجش‌ قرار مي‌گيرند و تقاضا و كشش‌ بازار براساس‌ آن‌ها تعيين‌ مي‌شود و توليدكنندگان‌ نيز مي‌بايست‌ به‌ نحوي‌ در اين‌چهارچوب‌هاي‌ پويا فعاليت‌ نمايند. با توجه‌ به‌ روند متغير اين‌ الگوها، نظام‌هاي‌ توليدي‌كشاورزي‌ لزوما مي‌بايست‌ انعطاف‌پذيري‌ زيادي‌ جهت‌ تطبيق‌ و پذيرش‌ آن‌ها داشته‌ باشند. ازسوي‌ ديگر، پديده‌ جهاني‌شدن‌ فرصت‌هايي‌ را نيز در اختيار بخش‌ كشاورزي‌ قرار مي‌دهد كه‌دريافت‌ و استفاده‌ از آن‌ها جهت‌ پايداري‌ در رقابت‌هاي‌ حال‌ و آينده‌ ضروري‌اند.

2.گذشته‌ از صدمه‌هاي‌ ناشي‌ از تخريب‌ محيط زيست‌ بر حيات‌ انساني‌، از ديگر پيامدهاي‌ناشي‌ از تخريب‌ منابع‌ طبيعي‌ در اثر بكارگيري‌ الگوهاي‌ نامناسب‌ توليدي‌، مي‌توان‌ به‌ناپايداري‌ نظام‌هاي‌ توليد و بهره‌برداري‌ كشاورزي‌ و از بين‌ رفتن‌ منابع‌ پايه‌ و در نتيجه‌ تحديدامكانات‌ توليدي‌ اشاره‌ نمود. در اين‌ شرايط، از طرفي‌ منابع‌ اوليه‌ و پايه‌ تحت‌ فشارند تا هدف‌حداكثر توليد محقق‌ گردند و از طرفي‌، دولت‌ها و دستگاه‌هاي‌ سياست‌گذار مصمم‌ هستند تانظام‌ بهره‌برداري‌ را به‌ سمت‌ توسعه‌ پايدار و توليد بهينه‌ سوق‌ دهند و اين‌ امر مستلزم ‌پيامدهايي‌ چون‌ كم‌شدن‌ مقطعي‌ درآمد، استفاده‌ از دانش‌ و فن‌آوري‌هاي‌ پيچيده‌تر و پيشرفته‌تر و افزايش‌ سطح‌ دانش‌ توليدكنندگان‌ است‌. همچنين‌، محصولات‌ كشاورزي ‌توليدشده‌ در كشاورزي‌ مدرن‌ مبتني‌ بر روش‌هاي‌ انقلاب‌ سبز، منشاء بسياري‌ از مشكلات ‌براي‌ سلامتي‌ انسان‌ هستند كه‌ تداوم‌ توليد به‌ اين‌ شيوه‌ را غيرممكن‌ ساخته‌ است‌. كاهش‌ اين‌بحران‌ها و مشكلات‌ مستلزم‌ سرمايه‌گذاري‌هاي‌ بيش‌تر و اتخاذ رهيافت‌هاي‌ نويني‌ از سوي‌بخش‌ كشاورزي‌ است‌.

3. فقر و امنيت‌ غذايي‌

در آستانه‌ هزاره‌ سوم‌ كماكان‌ فقر غذايي‌ اصلي‌ترين‌ چالش‌ مرتبط با بخش‌ كشاورزي‌است‌. جمعيت‌ رو به‌ رشد جهان‌ نياز روزافزوني‌ به‌ غذا دارد. طبق‌ برآوردها، جمعيت‌ جهان‌ درسال‌ 2025 به‌ حدود 8 ميليارد نفر مي‌رسد، و هم‌اكنون‌ نيز بيش‌ از 800 ميليون‌ نفر در سراسرجهان‌ از گرسنگي‌ مزمن‌، و حدود دو ميليارد نفر از سوءتغذيه‌ رنج‌ مي‌برند. رفع‌ نيازهاي‌غذايي‌ اين‌ جمعيت‌ منجر به‌ فشار روزافزون‌ به‌ منابع‌ طبيعي‌ پايه‌ و نيز به‌ نظام‌هاي‌ كشاورزي‌ درجهت‌ افزايش‌ هرچه‌ بيش‌تر توليد مي‌گردد. از طرفي‌ نظام‌هاي‌ توليدي‌ فعلي‌ نيز پايدار نيستند ولذا بحران‌ امنيت‌ غذايي‌ از مهم‌ترين‌ چالش‌هاي‌ بشري‌ در آستانه‌ هزاره‌ جديد است‌.

 

 

فرصت‌هاي‌ مقابله‌ با بحران‌ها

اگرچه‌ اين‌ چالش‌ها و بحران‌ها ، موانعي‌ جدي‌ در برابر توسعه‌ محسوب‌ مي‌شوند، اماتحولات‌ همه‌جانبه‌ جهاني‌، فرصت‌ها و امكاناتي‌ را نيز در اختيار قرار داده‌اند. فرصت‌هاي‌ به‌وجود آمده‌ در سايه‌ تحولات‌ علمي‌ و فن‌ شناختي‌ در نيم‌ قرن‌ اخير را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌فن‌آوري‌هاي‌ به‌ وجود آمده‌ در ابزار و مواد، به‌ توان‌ و قدرت‌ دست‌كاري‌ انسان‌ در مواد; ژن‌;و اطلاعات‌ خلاصه‌ نمود. در بخش‌ اول‌ مي‌توان‌ به‌ فن‌آوري‌هاي‌ مكانيكي‌، شيميايي‌ (شامل‌ماشين‌آلات‌، سموم‌، آفت‌ كش‌ها و انواع‌ مواد مغذي‌ و كودها) اشاره‌ كرد و در گروه‌ دوم‌،فن‌آوري‌ زيستي‌ (بيوتكنولوژي‌) مي‌تواند منشأ تحولات‌ جدي‌ در بهره‌وري‌ توليد و بازده‌زيست‌ شناسانه‌ قرار گيرد. گروه‌ سوم‌، شامل‌ توانمندي‌ انسان‌ در مهندسي‌ و مديريت‌ اطلاعات‌است‌ كه‌ به‌ فن‌ آوري‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ مشهور است‌. بيش‌ترين‌ تأكيد اين‌ مقاله‌ در تشريح‌و توصيف‌ نقش‌ فن‌آوري‌ ارتباطات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فرصت‌ جهت‌ مواجهه‌ با چالش‌هاي‌ نوين‌ ومشكلات‌ ديرينه‌ بخش‌ كشاورزي‌ است‌. يكي‌ از مهم‌ترين‌ ابزارها و فرصت‌هاي‌ موجود،فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند در پر كردن‌ شكاف‌ فزاينده‌ اطلاعات‌، دانش‌ و توسعه‌،نقشي‌ اساسي‌ ايفا نمايد. فن‌آوري‌هاي‌ مزبور ظرفيت‌هاي‌ فراواني‌ براي‌ كشورهاي‌ در حال‌توسعه‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ توسعه‌ پايدار ايجاد نموده‌اند.

اختلاف‌ توسعه‌يافتگي‌ پديده‌اي‌ است‌ كه‌ ابعاد گوناگوني‌ دارد مانند اختلاف‌ درآمدي‌،شكاف‌ اطلاعاتي‌ (موسوم‌ به‌ شكاف‌ ديجيتال‌)، عدم‌ دسترسي‌ و محروميت‌ نسبي‌ ، و به‌ اين‌ترتيب‌ بين‌ جوامع‌، مناطق‌ و افراد، تمايز و شكاف‌ ايجاد كرده‌ است‌. فن‌آوري‌ اطلاعات‌ به‌علت‌ نرخ‌ بالاي‌ سرعت‌ گسترش‌، هزينه‌ نسبي‌ پايين‌، قابليت‌ فراگير و قابليت‌ ارتباطات‌ دوسويه ‌مي‌تواند در رفع‌ مشكلات‌ ناشي‌ از دانش‌ و اطلاعات‌ و نيز عدم‌ دسترسي‌ تاثير قابل‌ توجهي‌داشته‌ باشد. گسترش‌ روزافزون‌ اينترنت‌ و ارتباطات‌ ماهواره‌اي‌ اين‌ امكان‌ را به‌ وجود آورده‌است‌ كه‌ نواحي‌ روستايي‌ دورافتاده‌ نيز بتوانند با هزينه‌ مناسبي‌ در دسترس‌ قرار گيرند. به‌ اين ‌ترتيب‌، در جهت‌ انجام‌ فعاليت‌هاي‌ توسعه‌ كه‌ رسانش‌ دانش‌ و اطلاعات‌ اساس‌ آن‌ها را تشكيل‌مي‌دهند، زمينه‌ مناسبي‌ فراهم‌ آورده‌ شده‌ است‌.

چالش‌هاي‌ مذكور و بسياري‌ موانع‌ ديگر لزوم‌ اتخاذ راه‌كارهاي‌ گزينه‌اي‌ در جهت‌ افزايش‌كارايي‌ و بهره‌وري‌ و بهينه‌سازي‌ فرآيندهاي‌ توليد كشاورزي‌ و در مقياس‌ كلان‌، تحقق‌ توسعه‌كشاورزي‌ و روستايي‌ را اجتناب‌ناپذير كرده‌اند. امروز، با گذار از نگرش‌ خطي‌ و رفتارگرايانه‌ نسبت‌ به‌ مقوله‌ توسعه‌ و ديدگاه‌ سيستمي‌ به‌ نظام‌ توليد كشاورزي‌ به‌عنوان‌ يك‌ كل‌ نگريسته‌مي‌شود و با توجه‌ به‌ رشد نهاده‌ها و امكانات‌ مورد نياز و در راستاي‌ تحولات‌ جهاني‌ مرتبط،رشد فن‌آوري‌ مفهوم‌ جامع‌تري‌ را، در قالب‌ توسعه‌ كمي‌ و كيفي‌ دانش‌ و اطلاعات‌ به‌ عنوان ‌محور فعاليت‌هاي‌ توسعه‌، شامل‌ گرديده‌ است‌. در واقع‌، ارزش‌ يافتن‌ اطلاعات‌ در كليه ‌فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌، از جمله‌ بخش‌ كشاورزي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ابزار كارآمد به‌ منظور تحقق‌اهداف‌ تحقق‌نيافته‌ عصر صنعتي‌ تلقي‌ مي‌شود. به‌ اين‌ لحاظ، در ديدگاه‌هاي‌ نوين‌، فرآيند توسعه‌ كشاورزي‌ در قالب‌ سيستمي‌ به‌نام‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌ تعريف‌ و شناسايي‌مي‌شود.

توسعه‌ نظام‌ دانش‌ و اطلاعات‌ كشاورزي‌

با توجه‌ به‌ موارد مطرح‌شده‌، نقش‌ و جايگاه‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ در توسعه‌نظام‌ دانش‌ از ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ قابل‌ بررسي‌ است‌. از آن‌جا كه‌ تبادل‌ دانش‌ مهم‌ترين‌ فرآينددروني‌ اين‌ نظام‌ محسوب‌ مي‌شود، فن‌آوري‌هاي‌ مذكور نيز جايگاه‌ كليدي‌ در توسعه‌ آن‌دارند. مهم‌ترين‌ كاربردهاي‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ در توسعه‌ كشاورزي‌ و روستايي‌ به‌ اين‌ قرارند:

1.فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ به‌عنوان‌ ابزار ارتقاء بهره‌وري‌ كشاورزي‌

اين‌ فن‌آوري‌ها مي‌توانند ابزاري‌ مهم‌ در توانمندسازي‌ افراد و جوامع‌ باشند و با افزايش‌تعامل‌ بين‌ افراد و جوامع‌ موجب‌ كسب‌ اطلاعات‌ ارزشمند توسط صاحبان‌ منافع‌ شوند و به‌ اين‌ترتيب‌ كارايي‌ فعاليت‌ و بازدهي‌ آن‌ها افزايش‌ يابد. هم‌اكنون‌ به‌سبب‌ همين‌ تعامل‌ها، نوعي‌حالت‌ گذار از تمايل‌ به‌ داشتن‌ حداكثر اطلاعات‌ (نزد افراد و سازمان‌ها) به‌سوي‌ كسب‌ وكاربرد اطلاعات‌ درست‌ و به‌ موقع‌ مشاهده‌ مي‌شود. فن‌آوري‌هاي‌ اطلاعاتي‌ مي‌توانند افرادمحروم‌ و دور از دسترس‌ (كشاورزان‌ خرده‌پا، جوامع‌ روستايي‌ و حاشيه‌نشين‌هاي‌ شهري‌) رادر تمام‌ كشورها، اعم‌ از پيشرفته‌ و توسعه‌نيافته‌ ، به‌طور نسبتا يكساني‌ تحت‌ پوشش‌ قرار دهند. به‌طوركلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ اين‌ فن‌آوري‌ها مي‌توانند توانمندي‌ مخاطبان‌ برنامه‌هاي ‌توسعه‌ را در چهار حيطه‌ بهبود بخشند:

الف‌. دسترسي‌ به‌ خدمات‌ پايه‌ (مانند آموزش‌، بهداشت‌);

ب‌ . بهبود مشاركت‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ (از طريق‌ تماس‌ و تعامل‌ بين‌ افراد و گروه‌ها درمناطق‌ مختلف‌)

پ‌. پشتيباني‌ از فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌;

ت‌. بهبود دسترسي‌ به‌ خدمات‌ اعتباري‌.

در كليه‌ زمينه‌هاي‌ فوق‌ تجربه‌هاي‌ قابل‌ توجهي‌ در كشورهاي‌ مختلف‌ وجود دارند كه‌ دراين‌ مقاله‌ به‌ برخي‌ از آن‌ها اشاره‌ مي‌شود.

2.نقش‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ در افزايش‌ بازده‌ زيست‌ شناسانه‌ توليد

عليرغم‌ تلاش‌هاي‌ زيادي‌ كه‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ در زمينه‌ نشر و انتقال‌ دانش‌ كشاورزي‌ به ‌بهره‌برداران‌ آن‌ صورت‌ گرفته‌ است‌، حجم‌ زيادي‌ از دانش‌ و اطلاعات‌ هنوز دور از دسترس‌بسياري‌ از افراد قرار دارد. علت‌ اين‌ است‌ كه‌ اطلاعات‌ به‌ تنهايي‌ مفيد نيست‌، مگر اين‌كه‌ بخش‌خاصي‌ از آن‌ سازمان‌ يافته‌ و از طريق‌ رابطه‌ بين‌ توليدكنندگان‌ و مصرف‌كنندگان‌ آن‌ و براي‌دستيابي‌ به‌ اهداف‌ خاصي‌ مورد تجزيه‌ و تحليل‌ و در نهايت‌ كاربرد قرار گيرد. ناموزوني‌ در ميزان‌ عملكرد محصولات‌ در بين‌ كشاورزان‌ نمونه‌ بارزي‌ از عدم‌ توازن‌ در رسانش‌ اطلاعات‌ مديريت‌ مزرعه‌ است‌. از طريق‌ رساندن‌ اطلاعات‌ فني‌ براي‌ تمامي‌ بهره‌برداران‌ كشاورزي‌مي‌توان‌ امكان‌ كاربرد توصيه‌هاي‌ فني‌ و فن‌آوري‌هاي‌ زراعي‌ را در بين‌ تعداد بيش‌تري‌ ازآن‌ها ايجاد نمود. مهم‌ترين‌ محورهاي‌ اطلاعاتي‌ در اين‌ زمينه‌ عبارت‌اند از:

الف‌. اطلاعات‌ فني‌ و مهارت‌هاي‌ توليدي‌ بهتر و كارآمدتر براي‌ انجام‌ امور مزرعه‌ (واحدبهره‌برداري‌);

ب‌. اطلاعات‌ در زمينه‌ عوامل‌ خطرساز (ريسك‌)، كاهش‌ مخاطره‌ (ريسك‌) و ضايعات‌توليدي‌; و

پ‌. اطلاعات‌ پيش‌بيني‌هاي‌ اقليمي‌ (آب‌ و هوا) و تنش‌هاي‌ محيطي‌.

3. نقش‌ فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ در افزايش‌ بازده‌ اقتصادي‌ توليد

يكي‌ از بارزترين‌ نوع‌ اطلاعات‌ مفيد در توسعه‌ كشاورزي‌ اطلاعات‌ بازار و قيمت‌هاست‌.قيمت‌ها از مهم‌ترين‌ عوامل‌ محرك‌ توليد كشاورزي‌ است‌ و تفاوت‌ قابل‌ توجه‌ بين‌ قيمت‌محصول‌ در مزرعه‌ و در بازار مصرف‌ مي‌تواند از طريق‌ اطلاع‌رساني‌ به‌ موقع‌ در زمينه‌قيمت‌ها و عرضه‌ و تقاضا و كشش‌ بازار به‌ نحو مطلوبي‌ كاهش‌ يابد. براساس‌ برخي‌ مطالعات‌، تجارت‌ الكتروني‌ (e-commerce) مي‌تواند با كنارگذاشتن‌ برخي‌ واسطه‌ها، درآمد توليدكنندگان‌ فقير را ازطريق‌ ارائه‌ قيمتهاي‌ نهايي‌ گاه‌ تا 10 برابر درآمد معمول‌ آن‌ها افزايش‌ دهد. فن‌آوري‌هاي‌ارتباطات‌ و اطلاعات‌ مي‌توانند، از طريق‌ مرتبطساختن‌ كشاورزان‌ با بازارها، فعاليت‌هاي‌اقتصادي‌ افراد دور از دسترس‌ را بهبود بخشند و كسب‌ و كار در نواحي‌ روستايي‌ توسعه‌نيافته‌را رونق‌ بيش‌تري‌ بدهند.

قيمت‌ نهاده‌هاي‌ مصرفي‌ مزرعه‌ (مانند كود، سم‌ و بذر) و نيز قيمت‌هاي‌ ماشين‌آلات‌ وادوات‌ و همچنين‌ استانداردهاي‌ كمي‌ و كيفي‌ محصولات‌، قوانين‌ صادرات‌ و واردات‌ و نظيرآن‌ها نيز اطلاعات‌ مهمي‌ هستند كه‌ مي‌بايست‌ به‌روز در اختيار بهره‌برداران‌ كشاورزي‌ قرارگيرند.

دانش...توسعه پايدار...دانش

مفهوم توسعه پايدار شامل سه جزء اصلي است:

1- مسائل مربوط به اكولوژي، منابع طبيعي و تغييرات جهاني(global changes)

-2مسائل مربوط به همبستگي و همچنين عدالت، چه بين نسلهاي امروز و آينده، چه بين كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه

-3مسائل مربوط به رشد اقتصادي و مقررات آن، مسائل مربوط به توليد و مصرف

توسعه پايدار نقش بزرگي براي پژوهش هاي علمي و توسعه تكنولوژيكي قائل است. پژوهش هاي علمي به عنوان ابزارِ به پيش راندن توسعه پايدار تلقي مي شود. اما چگونه؟!

اول آنكه پژوهشهاي علمي در دستيابي به فهم بهتري از مشكلات توسعه پايدار نقش كليدي دارند.دوم، در ايجاد مقياس هايي براي اندازه گيري وزن مشكلاتِ مطرح شده و سوم، در ارائه راه حلهايي براي آنها، نقش غيرقابل جايگزيني ايفا مي كند.اما دانشمندان در برخورد با مفهوم توسعه پايدار و هنگامي كه مي خواهند در پژوهش هاي خود به طور عملي و كاربردي به آن بپردازند، متفاوت عمل مي كنند. تفاوتها ناشي از ديدگاههاي مختلف آنان در مورد ارتباط انسان و طبيعت يا ساختار جوامع و يا حتي ارتباط دانش و توسعه پايدار است.

به علاوه، زمينه تخصصي دانشمندان در رفتار آنان در ارتباط با پايداري بسيار تأثيرگذار است. در واقع اشكال، در نبود يك تعريف خوب و مقبول از پايداري است. شايد به دليل آنكه شاخصها و قوانيني براي ارزيابي اينكه يك توسعه خاص (متد در زمينه صنعت، تكنولوژي، حقوق و...) تا چه حد پايدار است وجود ندارد.

• براي يك فيزيكدان: پايداري به معناي توانايي سيستم هاي بيولوژيك براي مقابله با تخريب منابع انرژي و انتروپي با استفاده از انرژي خورشيدي است.

• براي يك شيميدان يا يك صنعتگر: ‌پايداري به معناي كامل كردن چرخه مواد با استفاده از تكنيك هاي جديد طراحي مواد، بازيافت مواد و منابع، و مديريت پس ماندها است.

• براي يك دانشمند علوم انساني، پايداري به مفهوم سازگاري مداخلات انساني با تصويري است كه گروههاي مختلف در يك جامعه از محيط زيست و طبيعت دارند.

براي ملموس تر شدن مفهوم برخي از اركان توسعه پايدار، مشخصات آن را در مقايسه با علوم مشابه مرور مي كنيم.

مشخصات تكنولوژي پايدار

عبارت "تكنولوژي پايدار" را بايد بسيار با احتياط به كار ببريم. اين عبارت گاهي با تكنولوژي محيط زيست ( Environmental Technology) اشتباه مي شود. درحاليكه:

1- عبارت دوم توجه كمي به جنبه هاي اجتماعي و اقتصادي پايداري دارد.

2-مكاتب پژوهشي همگي بر اين نظر ندكه تكنولوژي، سهم عمده اي در تبديل سيستم هاي توليدي كنوني به سيستم هاي پايدارتر خواهد داشت و پذيرفته اند كه تكنولوژي، بايد براي ايجاد مدلهاي نوين رشد اقتصادي به خدمت درآيد. ولي نكته بسيار مهم آن است كه در ارزيابي تكنولوژي هاي پايدار، "تغييرات اقتصادي- اجتماعي" كه در نتيجه به كارگرفتن اين تكنولوژي ها بوجودخواهد آمد بايد قويا" مدنظر قرارگيرد.

3- به علاوه تكنولوژي پايدار در مقايسه با تكنولوژي محيط زيست، از ديدگاهي بلند مدت به شرايط كوتاه مدت نظر خواهد كرد.

4- و البته ارتباطات بين جوامع توسعه يافته و نيافته از حيث توزيع رفاه و يا انتقال تكنولوژي، در طراحي تكنولوژي هاي پايدار مورد توجه خواهد بود.

5- همانگونه كه در مقاله پيشين (توسعه پايدار) گفتيم، توسعه پايدار ارتباط نسبتاً پيچيده اي با رشد اقتصاديِ صرف دارد؛ به دليل آنكه مفاهيم اجتماعي-رفاهي در اين توسعه جايگاه ويژه اي يافته اند. بديهي است اين مفاهيم در طراحي تكنولوژي هاي پايدار هم جايگاه ويژه اي دارند.

6- تكنولوژي پايدار مانند تكنولوژي محيط زيست «مشكل- محور»‌ مي باشد. با اين تفاوت كه در تكنولوژي محيط زيست راه حلهاي عملي كوتاه مدت طراحي مي شوند. در حقيقت خصوصيت مشكل محور بودن، تنها زماني هم راستا با توسعه پايدار خواهد بود كه راه حلها با جنبه هاي اقتصادي- اجتماعي قابل جمع باشند.

مشخصات پژوهشهاي مرتبط با توسعه پايدار:

پژوهشهاي مرتبط با توسعه پايدار را مي توان به دو بخش تقسيم كرد:

1- پژوهش در مورد توسعه پايدار

مثلاً پژوهش در مورد نقش دانش در جامعه يا در مورد ارتباط بين انسان و طبيعت، پژوهش در مورد مفهوم توسعه پايدار يا ارزيابي سياست هاي محيط زيست.

2- پژوهش به عنوان حامي توسعه پايدار

مانند همه پژوهشهايي كه به دنبال مطالعه مشكلات عملي، بر سر راه توسعه پايدار هستند (مثلاً آب و هوا، چرخه هاي زيستي و...). ‌اين پژوهشها معمولاً در چارجوب نظام هاي موجود و با رويكردها و روش هاي تحقيقي معمول انجام مي شوند.

لازم به ذكر است كه تاكنون اكثر پژوهش ها حول بخش دوم بوده است و بنابراين نياز به پژوهش هايي در مورد حيطه اول احساس مي شود.

از جهتي ديگر، پژوهش هاي مرتبط با توسعه پايدار بدين گونه تقسيم مي شوند:

الف)محتواي پژوهش(content):

در اين پژوهشها  «بعد بين نسلي»(intergenerational dimension)جزء‌ شاخصه هاي لاينفك توسعه پايدار است. به همين ترتيب «بعد جهاني/ منطقه اي» بسيار مهم تلقي مي شود. پژوهشها بر آن اند كه دغدغه هاي منطقه اي را به طور مستقيم با دغدغه هاي جهاني مرتبط سازند و بالعكس.

ب) نحوه پژوهش(form):

جنبه اول «بعد بين رشته اي» است. پژوهش هاي توسعه پايدار در تلاشند كه به توليد دانش هاي ادغام يافته(integrated knowledge)بپردازند. جنبه ديگر «بعد اجتماعي»‌ است كه به گفتگوي روشنفكران با خود و جامعه مي پردازد. بعد اجتماعي به علاوه بر اين موضوع تأكيد مي كند كه پژوهشهاي توسعه پايدار ارتباط موثري با اهداف و نيازهاي اجتماعي دارد.

همانطور كه اشاره شد بعد «بين رشته اي» از مهمترين مولفه هاي مورد نياز در ايجاد توسعه پايدار هستند. علت اين امر با توجه به توضيحاتي كه از ابتداي اين بحث در مورد نقش جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي، اكولوژي و... توسعه پايدار داده شده است، بديهي به نظر مي رسد. با اين حال در انتها كمي به مبحث پژوهشهاي بين رشته اي مي پردازيم.

با جستجو در مكاتب مختلف پژوهش دو سطح از كاركرد بين رشته اي قابل تصور است:

سطح اول: ‌دستيابي به يك "فرهنگ مشترك علمي" در مورد توسعه پايدار. كه بايد توسط افراد مختلف از رشته هاي مختلف علوم طبيعي و اجتماعي تعريف شود.

سطح دوم:‌ پروژه هاي تحقيقاتي مشترك كه توسط دانشمنداني از رشته هاي مختلف طراحي شده اند، به هدف حل مشكلاتي كه رويكرد بين رشته اي مي طلبد.

در واقع به دليل خصوصيت مشكل محور بودن و وجود جنبه هاي اجتماعي اقتصادي، پژوهش هاي توسعه پايدار نيازمند رويكردي بين رشته اي هستند.

در آخر باز هم تأكيد مي كنيم كه پژوهش هاي بين رشته اي تنها به معناي گفتگوي بين دانشمندان رشته هاي مختلف نيست، بلكه شامل ارتباط پژوهش و جامعه هم مي شود. يك «ارتباط علمي موثرتر» ‌براي درگير شدن هرچه بيشتر گروههاي ذينفع در جامعه مورد نياز است.

 

 

نتیجه گیری

توسعه ی پایداررفاه اقتصادی واجتماعی برای امروز وفردا است.در واقع توسعه ی پایدار توسعه ی است که بدون رسوا امیزی توانای نسل های آینده نیاز های امروز را رفع می کند واینکه نسل هایامروز احتیاجات خود را درک کند .

همه ی تعاریف توسعه ی پایدار ملزوم می کنند دنیا را به عنوان یک سیستم ببینیم سیستمی که مکان وزمان را وصف می کند و ما وقتی که به دنیا به عنوان یک سیستم روی زمان فکر  می کنیم باعث می شود روی تصمیماتی که می گیریم تفکر کنیم و همان طور که اجداد ما زمینها و مزرعه ها را به ما امانت دادند و امروزه رویه های اقتصادی ما را اداره و پشتیبانی میکند و ما آنها را برای نسل های آینده خود زنده و پویا نگه داریم .

مفهوم توسعه یپایدار ریشه دار ایت و تقریبا فکر کردن در مورد سیتم ها به ما کمک می کند که خودمان ودنیایمان را بفهمیم.

منابع

                                 

http://www.idrc.ca/en/ev-28873-201-1-DO_TOPIC.html 

http://www.iisd.org/sd/

 http://ec.europa.eu/environment/eussd/

 http://www.susarch.com

 http://www.archnoise.com/Urbanism/05/sustainable%20development.htm

 http://www.bio.org

 http://www.parsbiology.com/view/475.aspx

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:58  توسط حسن فرامرزی  |